داشتم تو کوچه می رفتم ، سم ریخته بودن تو فاضلاب ، سوسکا داشتنبلهزامی کردن تو کوچه ...
بعد که یکم رو حرفم فکر کردم ، دیدم بعد
از این همه اراجیف که از دهان مبارک بیرون میاد ، دو تا کلمه درست و حسابی
هم بیرون اومد (الکی)
دلت پر سوسک نباشه ... ، جداً همینه ها ، به نظرم این مهم نیست که اطراف ما چقدر سوسک داره !!!
باید حواسمون به دلمون باشه .
دیدین ، اگه تو خونمون یه دونه سوسک ببنیم ، هر جوری شده ، درب ورودی سوسک محترم رو به خونه پیدا می کنیم و با هزار مانع ،جلوشرو می گیرم ، اما هر روز ، سوسک که هیچی ، روزی شونصد تا خرس وارد دلمون می شن ، ما هم عین خیالمون نیس
مثل خود من ، الآن سوسکای عزیز ، محافل عیش و نوش و شیش و هشتی تو دل بنده گرفتن ، اون وقت اومدم اینجا دارم ، حرف صدتا یه غاز می زنم ...
الآن که کار از کار گذشت و این دله شد مآوای تعلقات دنیوی ، حالا باید فکر یه چیزی باشم که بتونه این تعلقات رو بریزه بیرون ، شما چی پیشنهاد می کنین ؟؟؟
+ ببخشین ، شما با این چادر مشکی تو این هوای گرم آب پز نمی شین ؟
+ شهرداری ، حلال مشکلات مردم ...

,,,,